سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
صفرمیرزاپورخاصلو
 

سلامی به مولوی


مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند




آن کو دلش را برده‌ای جان هم غلامت می‌کند





ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را




مستی که هر دو دست را پابند دامت می‌کند






ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان




حسنت میان عاشقان نک دوستکامت می‌کند






ای چاشنی هر لبی ای قبله هر مذهبی




مه پاسبانی هر شبی بر گرد بامت می‌کند






آن کو ز خاک ابدان کند مر دود را کیوان کند




ای خاک تن وی دود دل بنگر کدامت می‌کند






یک لحظه‌ات پر می‌دهد یک لحظه لنگر می‌دهد




یک لحظه صحبت می‌کند یک لحظه شامت می‌کند






یک لحظه می‌لرزاندت یک لحظه می‌خنداندت




یک لحظه مستت می‌کند یک لحظه جامت می‌کند






چون مهره‌ای در دست او گه باده و گه مست او




این مهره‌ات را بشکند والله تمامت می‌کند






گه آن بود گه این بود پایان تو تمکین بود




لیکن بدین تلوین‌ها مقبول و رامت می‌کند






تو نوح بودی مدتی بودت قدم در شدتی




ماننده کشتی کنون بی‌پا و گامت می‌کند






خامش کن و حیران نشین حیران حیرت آفرین




پخته سخن مردی ولی گفتار خامت می‌کند




 


نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در چهارشنبه 28/10/90 ساعت 12:49 صبح موضوع | لینک ثابت


به یاد بیدل

 



ز آهم مجویید تأثیر را




پر از بال عنقاست این تیر را






مصوربه هرجاکشد نقش من




ز تمثال رنگی‌ست تصویر را






درین دشت و در، دم صیاد نیست




رمیدن گرفته‌ست نخجیر را






بنای نفس بر هوا بسته‌اند




زتسکین‌گلی نیست تعمیر را






گهی دیر تازیم وگه‌کعبه جو




جنونهاست مجبور تقدیر را






به خواب عدم هستیی دیده‌ایم




ز هذیان مده رنج‌، تعبیر را






گرفتار وهم است آزادی‌ات




صدا می‌کشد بار ‌زنجیر را






به وهم اینقدر چند خوابیدنت




برآر از بغل پای در قیر را






زروی‌ترش عرض‌پیری مبر




تبه می‌کند سرکه ین شیر را






خم قامتت این صلا می‌زند




که بر طاق نه ذوق شبگیر را






به هرجا مخاطب ادا فهم نیست




برین ساز بشکن بم وزیر را






به تهدید ازین همدمان امن خواه




تسلسل وبال است تقریر را






اگر مرجع زندگی خاک نیست




کلک زن خناق‌گلوگیر را






زمین تا فلک نغمه? بیدل ست




خمیدن‌کجا می‌برد پیر را





نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در سه شنبه 27/10/90 ساعت 11:0 عصر موضوع | لینک ثابت


قرآن! من شرمنده‏ ی توام . . .



قرآن! من شرمنده‏ی توام :


اگر از تو آواز مرگی ساخته‏ام

که هر وقت در کوچه‏مان آوازت بلند می‏شود

همه از هم می‏پرسند: «چه کس مرده است؟»

چه غفلت بزرگی که می‏پنداریم

خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.

قرآن! من شرمنده‏ی توام :

اگر تو را از یک نسخه‏ی عملی

به یک افسانه‏ی موزه ‏نشین مبدل کرده‏ام.

یکی ذوق می‏کند که تو را بر روی برنج نوشته

یکی ذوق می‏کند که تو را فرش کرده

‌ یکی ذوق می‏کند که تو را با طلا نوشته

‌یکی به خود می‏بالد که تو را در کوچک‏ترین قطع

ممکن منتشر کرده و. . .

آیا واقعاًخدا تو را فرستاده تا موزه‏ سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده‏ ی توام:

اگر حتی آنان که تو را می‏خوانند و تو را می‏شنوند

آن‏چنان به پایت می‏نشینند

که خلایق به پای موسیقی‏های روزمره می‏نشینند . . .

اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند

مستمعین فریاد می‏زنند «احسنت. . . !»

گویی مسابقه‏ی نفس است . . .

قرآن!‌ من شرمنده‏ی توام:

اگر به یک فستیوال مبدل شده‏ای

حفظ کردن تو با شماره‏ی صفحه

‌خواندن تو آز آخر به اول

‌ یک معرفت است یا یک رکوردگیری ؟

ای کاش آنان که تو را حفظ کرده‏اند، ‌حفظ کنی

تا این ‏چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو

آنان که وقتی تو را می‏خوانند چنان حظ می‏کنند

‌ گویی قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

آن‏چه ما با قرآن کرده‏ایم تنها بخشی از اسلام است

که به صلیب جهالت کشیدیم.



"دکتر علی شریعتی"
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/jahangiryan/100.jpg



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 6/9/90 ساعت 12:38 صبح موضوع | لینک ثابت


فقط نگاه کنین

 


 


 



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 6/9/90 ساعت 12:38 صبح موضوع | لینک ثابت


مترادف و متضاد کلمات انگلیسی پیش دانشگاهی

مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس یک


 مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس دو


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس سوم


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس چهارم


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس پنجم


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس ششم


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس هفتم


مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس هشتم



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 15/8/90 ساعت 11:58 صبح موضوع | لینک ثابت


ایستادگی در راه خدا،

پیامبر خدا (صلی الله علیه و‌آله):


مَوقِفُ ساعَةٍ فی سَبیلَ اللهِ خَیرٌ مِن قِیامِ لَیلَةِ القَدرِ عِندَ الحَجَر الأسوَدِ.
یک ساعت ایستادگی در راه خدا، برتر است از عبادت کردن در شب قدر کنار حجر الاسود.


One hour of resistance for God’s sake is superior to praying beside Hajar -al -’Aswad at Ghadr night.

 

کنز العمّال 2/294



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 15/8/90 ساعت 11:58 صبح موضوع | لینک ثابت


اسباب کشی

باسلامتبسمایشا... اگرخدابخواد به یک آدرس جدید خواهم رفت.آدرس جدیدم روحتمادریه پست جدیدبراتون میذارم.



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در سه شنبه 10/8/90 ساعت 12:0 صبح موضوع | لینک ثابت


پاییز

با کمی تأخیر فرا رسیدن فصل  پاییز را به زیربارانی ها تبریک گفته و  خزانی به دور از فراق را  آرزومندم


 


شعر زیبای باغ من


از مهدی اخوان ثالث  


در وصف این شعر چه می توان گفت که هر قسمتش کتابی است از معانی زیبا علی الخصوص بیت زیبای


داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.


که واقعا هنرمندانه و عاشقانه سروده شده است .


تقدیم به شما ....


آسمانش را گرفته تنگ در آغوش  


ابر با آن پوستین سرد نمناکش 


باغ بی برگی،


روز و شب تنهاست


با سکوت پاک غمناکش


 


ساز او باران، سرودش باد


جامه اش شولای عریانی ست.



ور جز اینش جامه ای باید،


بافته بس شعله زر تار پودش باد


 


گو بروید، یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد


                                                 یا نمی خواهد


باغبان و رهگذاری نیست.


باغ نومیدان،


چشم در راه بهاری نیست .


 


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،


ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،


باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟


داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.


 


باغ بی برگی


خنده اش خونی ست اشک آمیز .


جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن


پادشاه فصل ها، پاییز .



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 8/8/90 ساعت 12:0 صبح موضوع | لینک ثابت


کلامی از شیخ بهایی

مؤدبتک تک کلام بزرگان برابربا یک عمر است،چراشوخودتون بگینباید فکر کرد


آدمی اگر پیامبرهم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:


اگر بسیارکارکند ، میگویند احمق است !


اگر کم کارکند ، میگویند تنبل است !


اگر بخشش کند ، میگویند افرا ط میکند !


اگر جمع گرا باشد ، میگویند بخیل است !


اگر ساکت وخاموش باشد ، میگویند لال است !


اگر زبان آوری کند ، میگویند وراج و پر گو ست !


اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند ، میگویند ریا کار است !


واگر نکند ، میگویند کافراست و بی دین ! . . .


لذا نباید بر حمد وثنای مردم اعتنا کرد


وجز ازخداوند نباید از کسی ترسید .


پس آنچه باشید که دوست دارید.


شاد باشید ، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.  



نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در دوشنبه 2/8/90 ساعت 7:27 عصر موضوع | لینک ثابت


آموزش اصطلاحات ازطریق انیمیشن




!-->

روی تصاویرکلیک کنین










An enemy or unpleasant person who pretends to be a friend but cannot be trusted.











A person who hides hostile intentions, with a pleasant and friendly appearance.










A potentially awkward situation which can cause a lot of problems for you when you start to deal with it.











Tears that people cry when they are not that sad or really sorry.











To assume something will be successful before it has happened.











Often used to tell someone to stop, wait and think about their actions before doing something.











When someone is displeased with you and it shows.











To reveal a secret.











Someone who is very clumsy in the way they behave often upsetting other people\s plans.









Feel awkward or uncomfortable because you are in a situation which you have not experienced or you feel that you don\t fit in.









Make a slight problem seem like a serious crisis.


 











 


 


 


Something that is very expensive to buy or maintain but has no suitable purpose.


 








نظر  

نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در شنبه 30/7/90 ساعت 1:46 عصر موضوع | لینک ثابت