مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
آن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکند
ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را
مستی که هر دو دست را پابند دامت میکند
ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان
حسنت میان عاشقان نک دوستکامت میکند
ای چاشنی هر لبی ای قبله هر مذهبی
مه پاسبانی هر شبی بر گرد بامت میکند
آن کو ز خاک ابدان کند مر دود را کیوان کند
ای خاک تن وی دود دل بنگر کدامت میکند
یک لحظهات پر میدهد یک لحظه لنگر میدهد
یک لحظه صحبت میکند یک لحظه شامت میکند
یک لحظه میلرزاندت یک لحظه میخنداندت
یک لحظه مستت میکند یک لحظه جامت میکند
چون مهرهای در دست او گه باده و گه مست او
این مهرهات را بشکند والله تمامت میکند
گه آن بود گه این بود پایان تو تمکین بود
لیکن بدین تلوینها مقبول و رامت میکند
تو نوح بودی مدتی بودت قدم در شدتی
ماننده کشتی کنون بیپا و گامت میکند
خامش کن و حیران نشین حیران حیرت آفرین
پخته سخن مردی ولی گفتار خامت میکند
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در چهارشنبه 28/10/90 ساعت 12:49 صبح موضوع | لینک ثابت
ز آهم مجویید تأثیر را
پر از بال عنقاست این تیر را
مصوربه هرجاکشد نقش من
ز تمثال رنگیست تصویر را
درین دشت و در، دم صیاد نیست
رمیدن گرفتهست نخجیر را
بنای نفس بر هوا بستهاند
زتسکینگلی نیست تعمیر را
گهی دیر تازیم وگهکعبه جو
جنونهاست مجبور تقدیر را
به خواب عدم هستیی دیدهایم
ز هذیان مده رنج، تعبیر را
گرفتار وهم است آزادیات
صدا میکشد بار زنجیر را
به وهم اینقدر چند خوابیدنت
برآر از بغل پای در قیر را
زرویترش عرضپیری مبر
تبه میکند سرکه ین شیر را
خم قامتت این صلا میزند
که بر طاق نه ذوق شبگیر را
به هرجا مخاطب ادا فهم نیست
برین ساز بشکن بم وزیر را
به تهدید ازین همدمان امن خواه
تسلسل وبال است تقریر را
اگر مرجع زندگی خاک نیست
کلک زن خناقگلوگیر را
زمین تا فلک نغمه? بیدل ست
خمیدنکجا میبرد پیر را
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در سه شنبه 27/10/90 ساعت 11:0 عصر موضوع | لینک ثابت
قرآن! من شرمندهی توام :
اگر از تو آواز مرگی ساختهام
که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود
همه از هم میپرسند: «چه کس مرده است؟»
چه غفلت بزرگی که میپنداریم
خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن! من شرمندهی توام :
اگر تو را از یک نسخهی عملی
به یک افسانهی موزه نشین مبدل کردهام.
یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته
یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده
یکی ذوق میکند که تو را با طلا نوشته
یکی به خود میبالد که تو را در کوچکترین قطع
ممکن منتشر کرده و. . .
آیا واقعاًخدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده ی توام:
اگر حتی آنان که تو را میخوانند و تو را میشنوند
آنچنان به پایت مینشینند
که خلایق به پای موسیقیهای روزمره مینشینند . . .
اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند
مستمعین فریاد میزنند «احسنت. . . !»
گویی مسابقهی نفس است . . .
قرآن! من شرمندهی توام:
اگر به یک فستیوال مبدل شدهای
حفظ کردن تو با شمارهی صفحه
خواندن تو آز آخر به اول
یک معرفت است یا یک رکوردگیری ؟
ای کاش آنان که تو را حفظ کردهاند، حفظ کنی
تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
آنان که وقتی تو را میخوانند چنان حظ میکنند
گویی قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کردهایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.
"دکتر علی شریعتی"
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 6/9/90 ساعت 12:38 صبح موضوع | لینک ثابت
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس یک
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس دو
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس سوم
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس چهارم
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس پنجم
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس ششم
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس هفتم
مترادف و متضاد پیش دانشگاهی درس هشتم
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 15/8/90 ساعت 11:58 صبح موضوع | لینک ثابت
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله):
مَوقِفُ ساعَةٍ فی سَبیلَ اللهِ خَیرٌ مِن قِیامِ لَیلَةِ القَدرِ عِندَ الحَجَر الأسوَدِ.
یک ساعت ایستادگی در راه خدا، برتر است از عبادت کردن در شب قدر کنار حجر الاسود.
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 15/8/90 ساعت 11:58 صبح موضوع | لینک ثابت
باسلام
ایشا... اگرخدابخواد به یک آدرس جدید خواهم رفت.آدرس جدیدم روحتمادریه پست جدیدبراتون میذارم.
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در سه شنبه 10/8/90 ساعت 12:0 صبح موضوع | لینک ثابت
با کمی تأخیر فرا رسیدن فصل پاییز را به زیربارانی ها تبریک گفته و خزانی به دور از فراق را آرزومندم
شعر زیبای باغ من
از مهدی اخوان ثالث
در وصف این شعر چه می توان گفت که هر قسمتش کتابی است از معانی زیبا علی الخصوص بیت زیبای
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
که واقعا هنرمندانه و عاشقانه سروده شده است .
تقدیم به شما ....
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست.
ور جز اینش جامه ای باید،
بافته بس شعله زر تار پودش باد
گو بروید، یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد
یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست.
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست .
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز .
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها، پاییز .
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در یکشنبه 8/8/90 ساعت 12:0 صبح موضوع | لینک ثابت
تک تک کلام بزرگان برابربا یک عمر است،چراشوخودتون بگین
آدمی اگر پیامبرهم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیارکارکند ، میگویند احمق است !
اگر کم کارکند ، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند ، میگویند افرا ط میکند !
اگر جمع گرا باشد ، میگویند بخیل است !
اگر ساکت وخاموش باشد ، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند ، میگویند وراج و پر گو ست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند ، میگویند ریا کار است !
واگر نکند ، میگویند کافراست و بی دین ! . . .
لذا نباید بر حمد وثنای مردم اعتنا کرد
وجز ازخداوند نباید از کسی ترسید .
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در دوشنبه 2/8/90 ساعت 7:27 عصر موضوع | لینک ثابت
A potentially awkward situation which can cause a lot of problems for you when you start to deal with it.
نوشته شده توسط صفرمیرزاپورخاصلو در شنبه 30/7/90 ساعت 1:46 عصر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY